و دوباره.....
عزیز مامان دوباره خودت را برام لوس کردی
دوباره لکه بینی ولی این بار مثل قبل نترسیدم فقط سریع آمپول proluton depot را زدم و به خدا گفتم بی ازن تو برگی از درخت نمی افتد بچه من دیگه قلب داره خودت محافظش باش وهمین فکر آرومم کرد اره مامان عزیزم دیگه سر کار نمیرم میدونم دلت تو می خواد خونه باش و همه وقتم را با تو باشم و به تو فکر کنم منم قبول دارم عزیزکم خودم هم لذت بیشتری میبرم
ولیییییییییییی در این حین سرما سختی هم خوردیم همش نگران تو بودم نگرانی به خاطر این بود که شکمم کوچک شده ویارم بیشتر ولی همه بهم میگفتن روی جنین تاثیری نداره
عسلکم یه دنیا دوست دارم از زمانی که امدی تو شکمم زندگیمون را بیش از قبل دوست دارم روزی هزار بار خدا را بخاطرت امدنت شکر میکنم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


و دوباره..... 
